در کلبه ی کوچک قلبم
برایت مرکبی از غرور و محبت مهیا میکنم
تا تکسوار ساحل دریای بی انتهای عشقم گردی
اگر رفتی و مقصد گمشده را نیافتی
تو را به خدا سوگند می دهم
به کلبه ی کوچک قلبم بازگردی!
دیده به راه توام...![]()
مریم جعفری![]()
برای اینکه گلی بخنده ابری باید گریه کنه...
ابرتم گلم بخند...![]()
گاه دلم نمی خواهد بخوابم
تا صبح با گربه های پرسه زن کوچه همکلامم
از پنجره می بینم مرد جارو بدست
سنگ فرش های بی عابر را
نوازش میکند
سکوت را حس می کنم
میچشم
و گاه می شنوم
گاه با سکوت همراه می شوم
چقدر زیباست حس سکوت
خنکی و عبور نسیم را
در روزهای گرم تابستان حس می کنم
خستگی کوچه ی پیر
و سکوت
باز سکوت...![]()



